تبلیغات
..*زیباترین احساس*..
..*زیباترین احساس*..
عشق حقیقی...!
چهارشنبه 10 شهریور 1395 :: نویسنده : Fatemeh @ Maedeh

متلا یهو بیباد بگه:

 

بسه....دیگه زیادی از هم دور بودیم.....

 

برگرد......





نوع مطلب :
برچسب ها :


یکشنبه 20 تیر 1395 :: نویسنده : Fatemeh @ Maedeh

عکس

در دهان ات

دوستت دارم های زیادی

پنهان کرده ایی

که جز به بوسه

کشف نخواهند شد

.

میبوسمت

تا هر دو

عاشق شویم

.

تو از بوسه های من

من از شنیدن

عاشقانه های تو ..





نوع مطلب :
برچسب ها :


یکشنبه 20 تیر 1395 :: نویسنده : Fatemeh @ Maedeh

بـی شک " آغوش تو "

هشتمین عجایب دنیاست

واردش که میشوی

زمان بی معنا میشود

هیچ بعدی ندارد

بــی آنکه حسش کنم ...

روحم تازه میشود

تــمام ثروت دنیا را به یک وجبش خواهم بخشید !!!





نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه 12 خرداد 1395 :: نویسنده : Fatemeh @ Maedeh

 

مهم نیست ڪه دیگر بآشـے یآ نه...

 

مهم نیست ڪه دیگر دوسم دآشته بآشـے یآ نه

 

مهم نیست ڪه دیگر مرآ به خآطر بیآورے یآ نه

 

مهم نیست ڪه دیگر تورآ بآ دیگرے میبینم یآ نه

 

مهم اینست ڪه زمآنے که تنهآ میشوے ....

 

زمــآنـے ڪه دلت گرفت چگونه و با چه رویـے

 

سر به آسماטּ بلند میڪنـے و میگویـے :

 

خدآیا مـטּ ڪه گنآهـے نڪردم ... پس چه شد





نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه 12 خرداد 1395 :: نویسنده : Fatemeh @ Maedeh

به مادر  کانال زیباترین احساس در تلگرام بپیوندید...

https://telegram.me/ZibatarinEhsas





نوع مطلب :
برچسب ها :


شنبه 11 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : Fatemeh @ Maedeh


آبی‌ترین، دریایی‌ترین و آسمانی‌ترین تقدسِ زندگیمان !
دستانت را بوسه می‌زنم...
همسر عزیزم،معلم مهربان،محمد امین جان روزت مبارک



نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه 5 اسفند 1394 :: نویسنده : Fatemeh @ Maedeh
تو باران را عاشقانه ببوس
من همراه بادکنک ها می رقصم
تو باران را ترانه کن
من  همراه بادکنک ها پرواز می کنم
برای آدمیان 
شاید تشابهی بین باران وبادکنک نیست
اما....
دنیای من وتو را هیچ کس نمی فهمد





نوع مطلب :
برچسب ها :






نوع مطلب :
برچسب ها :


دوشنبه 3 اسفند 1394 :: نویسنده : Fatemeh @ Maedeh

دعا کردم بمیرم....

هییییییییییییییییسسسس...!

نگو خدا نکنه.....

بگو امییین...!





نوع مطلب :
برچسب ها :


دوشنبه 3 اسفند 1394 :: نویسنده : Fatemeh @ Maedeh

حسود نیستم...

ولی

وقتی......

واسه رفیقم اس اومد...

کجایی عشقم هوا سرده لباس گرم بپوش...

یه کوچولو دلم خواست....

واسه یکی مهم باشم...همین...





نوع مطلب :
برچسب ها :


خواهر عزیزم

این چندمین تولد توست؟

و چندمین انبساط مجدد کائنات؟

این چندمین بارخلقت است؟

و چندمین انفجار سکوت؟

چندمین لبخند آفرینش؟

خورشید را چندمین بار است که میبینی؟

و پروانه ساعتها چندمین بار است که میچرخد؟

و ثانیه چندمین بار است که به احترام تو برمیخیزد؟

چندمین بار است که مجدداً نفس میکشی؟

چندمین دم!؟

چندمین آن!؟

آه که تو چقدر خوشبختی!

و جهان چه پرغوغاست

که بینهایتمین تولد تو را جشن میگیرد . . .





نوع مطلب :
برچسب ها :


دوشنبه 9 آذر 1394 :: نویسنده : Fatemeh @ Maedeh

 

داستان طنز هم کلاسی خوشگل ! - www.SMSFA.org

اوایل ترم بود . صبح زود بیدار شدم که برم دانشگاه. چون عجله داشتم بجای ۵۰۰۰ تومنی یه پونصدی از کشوم برداشتمو زدم بیرون . سوار تاکسی که شدم دیدم اووووف یکی از دخترای خوشگل کلاس جلو نشسته ! یه کم که گذشت گفتم بذار کرایه شو حساب کنم نمک گیر شه بلکه یه فرجی شد ! با صدایی که دو رگه شده بود پونصدی رو دادم به راننده و گفتم: کرایه ی خانم رو هم حساب کنید !

دختره برگشت عقب تا منو دید کلی سلام و احوالپرسی و تعارف که نه اجازه بدین خودم حساب میکنم و این حرفا ! منم که عمرا این موقعیتو از دست نمیدادمو کوتاه نمی اومدم ! میگفتم به خدا اگه بزارم! تمام این مدتم دستم دراز جلوی راننده ! همه شم میدیدم نیشِ راننده بازه ! خلاصه گذاشت حسابی گلوی خودمو پاره کنم، بعدش گفت : چطوره با این پونصدی کرایه ی بقیه رو هم تو حساب کنی ؟! یهو انگار فلج شدم . آخه پول دیگه ای نداشتم ! الکی سرمو کردم تو کیفمو وقت کشی تابلوُ که دیدم خانم خوشگله کرایه ی جفتمونو حساب کرد ! ولی از خنده داشت میترکید ! تو کلاس داشت گریه ام می گرفت که اس ام اس داد و گفت : پیش میاد عزیزم ناراحت نباش ! موافقی ناهارو با هم بخوریم ؟!

حالا من بیچاره شارژ هم نداشتم جواب بدم!

خلاصه عین اسکلا انقد بهش زل زدم تا نگام کنه و گفتم : باشه!! این شد که ما چند ماهه باهم دوستیم ولی یه بار که گوشیشو نگاه کردم دیدم اسمِ منو “مستضعف” سیو کرده ! :biggrin:





نوع مطلب :
برچسب ها :


دوشنبه 9 آذر 1394 :: نویسنده : Fatemeh @ Maedeh

 

جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند.

پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این
دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد.

 

جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است

پیرزن گفت:اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر
تمام می شود

جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد

پیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پر
حرفی است اما این دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفی نمی کند و سرت را به
درد نمی آورد

جوان گفت: خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب است

پیرزن گفت: درست است ، این هم یکی از خوشبختی هاست که کسی مزاحم آسایش
شما نمی شود و به او طمع نمی برد

جوان گفت: شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است

پیرزن گفت: شما تجربه ندارید، نمی دانید که این صفت ، باعث می شود که
خانمتان کمتر از خانه بیرون برود و علاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از
خیابان گردی ، خرج برایت نمی تراشد
جوان گفت: این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد

پیرزن گفت: ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی
عروس به این نازنینی، این یک عیب کوچک را هم نداشته باشد.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه 4 آذر 1394 :: نویسنده : Fatemeh @ Maedeh
http://up12.persianfun.info/img/91/12/pfun/Namayeshe%20Ehsas%209/3.jpg
هــــــــی رفیق ...
زیادی خوبی نکن !
انسان است ،
فراموشکار است ...!
از تنهایش که در بیاید ،
تنهایت را دور میزند !
پشت می کند به تو ،
به گذشته ات ...!
حتی روزی میرسد که به تو هم میگوید :
شما !؟





نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه 23 مهر 1394 :: نویسنده : Fatemeh @ Maedeh

بر من لباس نوکری ام را کفن کنید / نوکر بهشت هم برود باز نوکر است…
::
::
این نیزه مرا به عشقتان میدوزد / در عمق وجود شعله می افروزد
امسال اگرچه در زمستانم باز / از بردن اسم تو لبم می سوزد…
::
::
گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست
علم فاطمه دست قلم عباس است…
::
::
ای اتصال نوری ما تا خدا حسین
بی تو نبود خلقت ما کیمیا حسین
روشن تر از درخشش خورشید مشرقین
در جان ماست نور جمال شما حسین
ایام عزاداری سیدالشهدا تسلیت باد
::
::
همواره تجسم قیام است حسین
در سینة عاشقان، پیام است حسین
در دفتر شعر ما، ردیف است هنوز
دل چسب‌ترین شعر کلام است حسین
::
::
دو تا کبوتر من قابل ضریح تو نیست / اگر به خاک می افتند هم فدای حرم…
::
::
نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز / دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین / بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند . . .
::
::

هر قدم قافله سوی خزان میرود / مشک به مهمانی تیر و کمان میرود . . .
::
::
دلم دریاچه ی غم شد دوباره / قد آیینه ها خم شد دوباره
صدای سنج و دمام اومد از دور / بخون ای دل محرم شد دوباره . . .
::
::

منم نواده ی هاجر که پیش چشم ترم / به مذبح آمده این بار هر دو تا پسرم . . .
::
::
دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود / دلها همه آماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسین / ایام عزا و غصه آغاز شود
::
::
چشمان زمین دوباره تر خواهد شد
ماه از سر شب بدون سر خواهد شد
تاریخ دوباره به خودش می لرزد
شق القمری بزرگتر خواهد شد . . .
::
::
بار بگشایید اینجا کربلاست
آب و خاکش با دل و جان آشناست
تا قیامت کربلا ماتم سراست
حضرت مهدی «حسان» صاحب عزاست
::
::

فقیر روی حسینم که قبله ام عشق است
گدای کوی حسینم که قبله ام عشق است
به لطف دوست منم از تبار احبابش
محب کوی حسینم که قبله ام عشق است
::
::
هر که مرا به روضه تو راه داده است
تاج محبت تو به فرقم نهاده است
از ابتدای خلقت حق در دو چشم ما
تصویری از عزای محرم فتاده است . . .
::
::

السلام ای وادی کرببلا / السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن / السلام ای کشته های بی کفن
::
::
هم «حیّ علی الفّلاح» او خونین بود
هم سجده بی سلاح او خونین بود
افسوس که چند ساعتی بعد نماز
پیشانی ذوالجناح او خونین بود . . .
::
::
قلبها برای آرامش
دستها برای حک کردن عشق بر روی سینه
عقل در انتظار جنون
نفس ها به شماره افتاده
آری “محرم” آمده . . .
::
::
السلام علیک یا أباعبدالله
وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا
سلام الله أبدا مابقیت وبقی اللیل والنهار
ولاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین
وعلى علی بن الحسین
وعلى أولاد الحسین
وعلى أصحاب الحسین
::
::
سلام من به محرم، محرم گل زهرا
به لطمه های ملائک، به ماتم گل زهرا . . .
::
::
اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد
دل را حرم و بارگه خون خدا کرد
::
::

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن / تموم حاجتا رو همه از می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه / شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه / سینه زن حسینه ، یل ام البنینه …
::
::

بمان که روشنی دیده ی ترم باشی
شبیه آیینه ای در برابرم باشی
هوای خیمه ی من بی نگاه تو سرد است
بمان که ممایه ی دل گرمی حرم باشی
تو آفتابی و بالای نیزه هم که شده
بمان که روشنی دیده ی ترم باشی





نوع مطلب :
برچسب ها :




( کل صفحات : 15 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...
درباره وبلاگ

دل یک زن تمام دنیای اوست...شاه دنیایش باش ای مرد...
نه سردار سپاهی که احساسش را درهم میشکند...!

مدیر وبلاگ : Fatemeh @ Maedeh
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون راجع به وبلاگ و مطالبش چیه؟




جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :